|
آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گقته ای از این آشفته ام که دیگر نمی توانم تو را باور کنم ! " فردریش نیچه "
چه جوری بگم که باور کنی دوستت دارم ؟!
تو بین سه هجا کشیده می شوی ... لعنت به این سه حرف که اصلا به هم نمی آیند ... ع - ش - ق
فکرمو جا گذاشتم پیش تو ! بی فکرم !
گه بگیرن این زندگیو که توش ٬ تو فقط یه آرزویی !!
تو که نیستی هرچه در این قهوه شکر می ریزم باز هم چون زهر تلخ است ...
می دانم مسئول دلتنگی ها و بی قراری هایم نیستی ... تقصیر من نیست اما ! هوایت دارد دلم !
شونه هات کجان ؟! دلم هوای گریه داره !
کاش می دانستی چقدر منتظر جواب آن میل هستم !
می ترسم ... ترسی که باعث می شه فرار کنم از حرف زدن با بابا ... می ترسم ...
این آهنگ "کنعان" منو دیوونه می کنه !!
امروز در واحد ۴۴ ساختمان ۱۵۹۰ ... نبود نشانی از بابای "او" اما ...
عاشقم من ... عاشقی بیقرارم ... کس ندارد خبر از دل زارم ... آرزویی جز تو در دل ندارم ...
دیشب یکی از مهم ترین مردهای زندگی ِ من سی ساله شد !! + با آرزوی صد و سی ساله شدنش ! |
About
! اعتراف نامه ی من
Home
|