تبليغاتX
ٌWritteN ConFessioN

ٌWritteN ConFessioN

 

آرزو نمی کنم که نباشی

فقط می گویم کاش آن اتفاق نیفتاده بود ..... !

+نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387ساعت22:27توسط ConFessoR GurL | |

 

با تو حکایتی است همسفر ... تنها نرو !

+نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387ساعت19:47توسط ConFessoR GurL | |

 

یک لحظه آشتی کردن بیشتر از یک عمر دوستی است !

+ صد سال تنهایی / گابریل گارسیا مارکز

+نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387ساعت19:37توسط ConFessoR GurL | |

 

سلام عمو خسرو

رفتی ؟!

جدی جدی رفتی ؟!

رفتنت را باور کنم ؟!

 

آمده بودم برای بدرقه ات ...

برای نگاه آخرت ...

برای سلام آخرت ...

آخر تو هیچ وقت خداحافظی نمی کنی !

 

عمو خسرو حالم خوش نیست!

نمی دانی چقدر حالم بد است !

نمی دانی چقدر دلتنگت هستم !

نمی دانی نشناخته چقدر بغض نشسته بر گلویم!

آخ ... عمو خسرو .... چقدر زود دیر شد !

 

عمو خسرو بگذار به رسم خودت از نو برایت بنویسم :

حال همه ما خوب است اما تو باور نکن !!

+نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت21:47توسط ConFessoR GurL | |

 

بابا می گه :

آدم به دنیا می آد که بمیره !

 

بابا اما نمی گه :

بی خسروی نازنین سینما چه می توان کرد ! 

 

+ روحش شاد و یادش تا ابد ماندگار

+نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت15:19توسط ConFessoR GurL | |

 

به نام خدا ...

به نام تو ...

به نام پدر ...

...

........................

روزت هزار بار مبارک ...

+نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت16:49توسط ConFessoR GurL | |

 

ما انسان ها عجیب فراموشکاریم !!

اصلا همین است که شدیم انسان ...

که از نسیان می آید ... از نسی ... از فراموشی ....

 

 

+ چه تلخ !

+نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت22:41توسط ConFessoR GurL | |

 

گم شده بودم ...

تو پیدام کردی ...

میشه عاشقت شم ؟!

+نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت12:39توسط ConFessoR GurL | |

 

میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق

ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست

+نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387ساعت19:34توسط ConFessoR GurL | |

 

اون : با من باش ... بهت قول میدم به همه آرزوهات برسونمت ! 

من : آرزوم تو بودی ...

+نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت23:1توسط ConFessoR GurL | |

 

 - فقط به خاطر تو اومدم وگرنه ...

- چیزی نگو ... منم همین طور !

+نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت22:56توسط ConFessoR GurL | |

 

خانه ی دل جای هر بیگانه ای نیست !!

 

* هوی ... گمشو بیرون !

تو از بیگانه هم بیگانه تری !

+نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت12:24توسط ConFessoR GurL | |

 

یکی هست که تازگیا منو می پاد ...

سایه به سایه دنبالم می یاد ...

نگاه سنگینشو از پشت حس می کنم ...

می ترسم ...

بر می گردم ...

کسی نیست ...

می افتم ...

انگار مردم ............ (!)

 

~ گوش ندادم ...

گفته بود عزرائیل پشت سرمه !!

+نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387ساعت18:20توسط ConFessoR GurL | |

 

- هنور تو ترکی ؟

- هنوز .... ؟!

 ترک که مدت نداره !! 

 

* آواز قو *

+نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387ساعت9:58توسط ConFessoR GurL | |