|
می بوسم ... انگشتان دستش را که قلم به دست گرفت و برای من نوشت ... لبهایش را که مرا صدا کرد ... و چشمان زیبایش که مرا دید ...
حالت تهوع دارم ! می خواهم تمامی خودم و گذشته ام را به روی تو و آینده ات بالا بیاورم !
بهم می گفت : به توی تنها عادت کرده اند ٬ به توی با من هم عادت می کنند !! + زویا پیرزاد
۰ تو دانشکده یه بار ازم پرسیدی فلانی چه تیپیه ! یادته ؟ چی گفتم بهت ؟ ۰۰ گفتی بلند پروازه ... ۰ خب ٬ کر بودی ؟!
شاید بتونن منو از خودم بگیرن ... ولی نمی تونن تو رو از من جدا کنن !!
- هنوزم دوستم داری ؟! - این چه سوالیه... معلومه ! - مثه روز اول ؟! - بیشتر از روز اول !!
من خیلی گنده باشم ٬ یه تیکه ابرم !! + آقای کیمیایی
زن مثه اکسیژن می مونه ٬ اگه نباشه مرد کبود میشه !! * همیشه پای یک زن در میان است !
می تونم در برابر همه دنیا ازت دفاع کنم اما نه در برابر خودت !! + خرده جنایت های زن و شوهری
۰ قول داده بودی ... ۰۰ وضع عوض شده ... ۰ قول اون چیزیه که وقتی وضع عوض شد بازم پاش وایستی ... * کنعان
اولین چیزی که باعث میشه یه زن و مرد کنار هم بمونند ٬ خشونته !!! " خرده جنایت های زن و شوهری "
۰ ... ۰۰ ناراحت نشو ! شوخی کردم ! ۰ آدما معمولا حرف های جدیشون رو تو شوخی هاشون می زنن ! حرف هایی که خیلی وقت بود ته دلشون ماسیده بود ... ۰۰ ...
ـ ببخشید کسی تو زندگیتونه ؟! - بله ... شما ! * خرده جنایت های زن و شوهری
شدم از خود خالی ... از تو پر ... + چه سبکم من !!
از پل تا پل ... سی و سه پل ٬ خواجو ... تا انتهای رود ... تا آسمان ساکن ... تا آب های سنگین ... و خاکی که سربازان چنگیز بر آن نمک پاشیده اند تا بارور نشود ... و کوه های سیاهی که سنگ هایش سوخته ٬ چشم روشنی اهریمن برای سنگ چین سر حد دوزخ ... تا انتهای رود ... تا آسمان ساکن ... تا آب های سنگین ... تا آنجا که رودخانه غرق می شود ٬ بی هوش و فراموش ... گاوخونی آنجاست ! با راهیان آب ٬ آبستن و پریشان ... بهروز افخمی / گاوخونی
خدای من نشسته ای آن دورها ... بی آنکه به فکر نزدیک بینی چشمان من باشی ... |
About
! اعتراف نامه ی من
Home
|